Yazar: بابایی
اولین صدای ضبط شده من
عمه لقابجی به من میگی یاکریم جونم بغ بغ بغو میکنه، حالا شما گوش کنید ببینید راست میگه!
بعدش هم امروز مامان جی برام تیپ زد بریم شنوایی سنجی، بعدش زنگ زد بیمارستان صارم، گفتند تا ساعت 11 بیشتر نیستند. حالا عجالتا بهم بگید من خوش تیپم
کودتای دیشب در ترکیه به روایت راستین
ببین یه شب خوابیدم ها
در رستوران جیوانی – شانس آوردم بابایی گرممیش منو نخورد
عصری هم عصمت زن دایی بابام با حلوای گردویی اومد دیدنم. به بابام گفت گرممیش (ندید پدید). حیف که با دایی بابا و پسردایی بابا عکس ننداختیم 🙁
عمو اینا اومدن دیدنم
چک لیست گریه
مامان جی، بابا جی
من که فعلا نمی تونم باهاتون حرف بزنم، بنابراین با گریه باهاتون حرف می زنم. و با هر گریه برای شما یه معما مطرح می کنم که باید حلش کنید 🙂
- آیا گشنمه؟
- آیا آروغ دارم؟
- خوابم می آد؟
- دستشویی کردم؟
- زور می زنم ولی نمی تونم دستشویی کنم (کولیک)
- ریفلاکس معده
خواب
صحبتی با پروانه زمین بازی
من: سلام، پروانه، می آی با هم عروسی کنیم
پروانه: بله رو بله 🙂
تعطیلات عید فطر به دعوت زن دایی مهکامه، رفتیم برغون
- تیپ زدن برای رفتن به برغون
- در راه رفت
- چه پسردایی خوبیه این علی دماوندی
- وای وای رودخونه چه حالی میده
- سلام بابایی
- روی دوش بابایی
- بغل بابایی
- بغل بابایی
- علی دماوندی و خاله ها، حسن دایی هم اون پشت قایم شده
- علی دماوندی و خاله ها























